در خــود شکستـــــ ـم و تــــــو ؟! صــــ ـدای قهـقهـه هـایت دنیــــ ـا را لـرزانـــــ ـد ,قـانــــــ ـون طبـیـعـت است موج وقتـی ســــــــ ــرش به سنـگ میخـــورد در خود می شـکنـ ـد و ســـ ـاحل کف می زنـــــــــــــ
...................پادشاه من..............
یـــادت امـــا
همچنان
بی رحمانه...
میان دلـــــم ایستاده ... !
برچسب: نویسنده: nini تاريخ: دوشنبه 12 تير 1391 ساعت: 3:12
کبوتر شد و رفت
زیر باران غزلی خواند دلش تر شد و رفت
چه تفاوت است که چه خورده است غم دل یا سم
آنقدر غرق جنون شد و رفت
روز میلاد همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
پسری که ساده یک روز کبوتر شد و رفت
برچسب: نویسنده: nini تاريخ: دوشنبه 12 تير 1391 ساعت: 3:14
به چی می خندی؟
به چه می خندی تو ؟
به مفهوم غم انگیز جدایی،به چه چیز ؟
به شکست دل من، یا به پیروزی خویش ؟
به چه می خندی تو ؟
به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد.
یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد.
به چه می خندی تو
برای هرآنچه که تکانم می دهد
برچسب: نویسنده: nini تاريخ: دوشنبه 12 تير 1391 ساعت: 3:22

همه جا پر شده که
دهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
من میگم حق دارن
چون دوست داشتن های ما بودار است
بوی سو استفاده
بوی خیانت
بوی دروغ میدهد .
برچسب: نویسنده: nini تاريخ: دوشنبه 12 تير 1391 ساعت: 3:17

کمی ترسیدم ...
عقب رفتم ...
فرار کردم ...
وقتی برگشتم ...
همه چیز شکسته بود ...
و من احمقانه فکر کردم که میشود برگشت و ادامه داد ...
وقتی چیزی میشکند ، یا نرو و یا برنگرد ...
چیزی که میشکند با چسب هم که بچسبانیش اثرش پیداست ...
تـمـام مـعـلوم هـا و مجـهـول هایـم را
بـه زحمـت کـنـار هـم مـی چـیـنم
فـرمـول وار ؛
مـرتـب و بـی نـقـص …
و تــو
بـا یـک اشـاره
برچسب: نویسنده: nini تاريخ: شنبه 10 تير 1391 ساعت: 22:14
سرنوشت
همیشه به درد دل این آن گوش می دهم، ولی هیچ كس به دردهای دل من توجهی ندارم
همیشه سنگ صبور دیگران بودم، اما هیچ كس سنگ صبور من نشد
همشیه دیگران را می خندانم، ولی هیچ كس از گریه های پنهانی من خبر ندارد
هرگز نخواستم بگذارم كسی گریه كند، ولی هیچ كس حتی از من نپرسید چرا گریه می كنم
همیشه دیگران را به زندگی امیدوار كرده ام، همیشه گل امید را به این و آن هدیه كرده ام،اما كسی نفهمید كه من خود به زندگی امیدی ندارم
هرگز نگذاشتم كه دوستانم در كنار من احساس تنهایی كنند، اما هیچ كس ندانست كه من چقدر تنهایم
برای صدای دل عزیزانم احترام خاصی قائل بودم، اما كسی صدای بلند شكستن دل مرا نشنید
هرگز نخواستم از غصه هایم برایشان بگویم، اما همیشه گوش شنوای غمهای دیگران بودم .
دل پر درد من دیگر به این چیزها عادت كرده، به فریادهای خاموش ، به آرام آرام شكستن، به گریه های شب هنگام ، در زیر نور ماه، به تنها رفتن در راه
می گویند خرافات است اینكه هر كس طالعی دارد، ولی چه خرافات قشنگی است من خرافات را دوست دارم، چون زندگی ام با آن گره خورده
طالع من همین است كه تنها بیایم و تنها بمانم و تنها بمیرم
من این طالع را دوست دارم چون منحصرد به فرد است، این طالع در انحصار من است از آن من است
اگر سرنوشت هر انسانی در دستان خودش است این من هستم كه اسیر دستان سرنوشتم هستم، من این سرنوشت را دوست دارم
كاش دیگران بدانند ...

ادم ها وقتی از هم دور می شوند
که دارند به یکی دیگه نزدیک می شوند
برچسب: نویسنده: nini تاريخ: دوشنبه 12 تير 1391 ساعت: 3:26